@مرض@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مرض مرض عشق مرض عصبى مرض فتق مرض قارچى برخى گياهان ... مرض قلبى مرض قند مرض مسرى و مقاربتى ويروسى مرض هارى مرض همه گير دامها مرض ويروسى ... براى تشخيص مرض و درمان ... سالم علائم آن مرض را به وجود ... مقاوم دربرابر مرض بر اثر ... مقاومت در برابر مرض ميکرب سرايت دهنده مرض نوعى مرض طيور نوعى مرض قارچى انگشتان هجوم مرض هر نوع مرض قارچى پوست ... آثار آتى و پيش بينى مرض وابسته به علائم مرض وابسته به مرض بلاهت مغولى ... در اثر مرض مالاريا که ... واژه هاى شامل مرض ـ (98) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}