@مرض@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مرض مرض عشق مرض عصبى مرض فتق مرض قارچى برخى گياهان ... مرض قلبى مرض قند مرض مسرى و مقاربتى ويروسى مرض هارى مرض همه گير دامها مرض ويروسى ... براى تشخيص مرض و درمان ... سالم علائم آن مرض را به وجود ... مقاوم دربرابر مرض بر اثر ... مقاومت در برابر مرض ميکرب سرايت دهنده مرض نوعى مرض طيور نوعى مرض قارچى انگشتان هجوم مرض هر نوع مرض قارچى پوست ... آثار آتى و پيش بينى مرض وابسته به علائم مرض وابسته به مرض بلاهت مغولى ... در اثر مرض مالاريا که ... واژه هاى شامل مرض ـ (98) : 1 , 2 , 3 , 4