@مرغ@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مرغ پرورش مرغ پرورشگاه مرغ ماهيخوار پرورنده مرغ پوست تخم مرغ چرخ دوار جهت کباب کردن مرغ گله مرغ کبوتر يا مرغ دام که به ... کيک تخم مرغ و شکر و مغز گردو احشاء خوراکى مرغ خانگى و غيره استطاله زيرگلوى مرغ ... که از جناق مرغ درست مى کنند بال و پر زدن مرغ به هم زدن به شکل تخم مرغ وارونه تخم مرغ تخم مرغ آب پز ... که درلانه مرغ مى گذارند ... تربيت مرغ ... وبال و چنگال مرغ را داشته جوجه مرغ جوجه مرغ تکان جوجه مرغ شاخدار جوجه مرغ يکساله و کمتر ... مخلوط با تخم مرغ و شير ... نان و پنير و تخم مرغ ... از زرده تخم مرغ و گوشت و ... واژه هاى شامل مرغ ـ (119) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}