@مرغ@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مرغ ... برنج و تخم مرغ شبيه فرنى ... سرشير و تخم مرغ پخته و شربت ... ران مرغ زرده تخم مرغ زرده تخم مرغ که با مشروب ... ساق پاى مرغ سالاد پياز داغ و تخم مرغ و ماهى سفيده تخم مرغ سفيده تخم مرغ و شکر که ... سفيده تم مرغ سفيده ى تخم مرغ ... و زرده تخم مرغ و آب ليمو ... شکر و تخم مرغ روى شيرينى شتر مرغ شير مرغ چترى صداى مرغ درحالت تخم گذارى لانه مرغ مخلوط زرده تخم مرغ و شير ... و زرده تخم مرغ و قارچ و ... مربوط به زرده تخم مرغ مرغ پا کوتاه مرغ پا بلند قوى منقار و دراز دم مرغ پا قرمز کرانه زى مرغ چوپان فريب مرغ گير واژه هاى شامل مرغ ـ (119) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5