@مرغ@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مرغ مرغ کاکلى فرانسوى مرغ کتان مرغ کرچ مرغ آبزى مرغ آتشى مرغ اخته مرغ افسانه اى که دريا ... مرغ افسانه اى منحصر بفرد مرغ افسانه اى موجد رعد و برق مرغ اقيانوس آمريکا شبيه ... مرغ انجير خوار مرغ انجير خوار آمريکايى مرغ باران مرغ بهشت مرغ بهشتى مرغ تازه تخم کرده مرغ جنگلى مرغ جوان مرغ جولا مرغ حق مرغ خانگى مرغ خانگى سواحل مديترانه مرغ خوش الحان مرغ دراز پا مرغ دلمه کرده واژه هاى شامل مرغ ـ (119) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}