@مرغ@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مرغ مرغ زرين پر مرغ زيبا مرغ ساحلى درشت اندام ... مرغ ساحلى سواحل اقيانوس آرام مرغ ساحلى نوک دراز مرغ سعادت مرغ سقا مرغ سينه سرخ اروپايى مرغ شکارى مرغ شکارى گوشتخوار مرغ شاخدار مرغ شب خوان مرغ شبانه پشه خوار مشرق آمريکا مرغ طوفان مرغ طوفان اقيانوس منجمد شمالى مرغ طوق دار مرغ عشق مرغ غواص مرغ قپ مرغ قفس مرغ مگس خوار مرغ ماهيخوار مرغ ماهيخوار سفيد مرغ مقلد آمريکاى شمالى مرغ مهاجر واژه هاى شامل مرغ ـ (119) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}