@مرهم@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مرهم پياله کوچک مخصوص مرهم و دارو ... و ماليدن مرهم روى پارچه ... داراى خاصيت مرهم روغن يا مرهم معطر شبيه مرهم کش مرهم گذار مرهم گذارى مرهم گذارى و زخم بندى مرهم کش مرهم تسکين دهنده مرهم رقيق يک جور مرهم