@مرواريد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مرواريد گل مرواريد آب مرواريد با مرواريد آراستن با مرواريد مزين کردن به شکل مرواريد در آوردن سنگ مرواريد صدف مرواريد مرواريد گير مرواريد کوچک و بى قاعده مرواريد نشان کردن مرواريد نما مرواريد وار وابسته به مرواريد يک جور سنگ مرواريد نما