@مرکب@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مرکب لکه جوهر يا مرکب لکه مرکب لباس کشباف مرکب از شلوار ... لفظ مرکب ... قسمت اعظم آن مرکب از اسيد پيکريک ... مرکب چين مرکب از چند جزء مرکب از چند قطعه مرکب از اتم يا ذرات ريز کردن مرکب از اسم مرکب از دانه هاى جو مرکب از دو هجا که ... مرکب از ساخارين مرکب از سرم و چرک مرکب از شبه جانوران بسيار مرکب از عدسى مرکب از مواد مصنوعى مرکب بودن از مرکب خشک کن مرکب زدن مرکب زن مرکب مغناطيسى مشروب مرکب از شراب و ... مشروبى معطر مرکب از جين ... مصوت مرکب واژه هاى شامل مرکب ـ (93) : 1 , 2 , 3 , 4