@مرگ@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مرگ پس از مرگ گفتار در مرگ و رستاخيز ... کشتن يا مرگ در اثر برق آمار زاد و ولد و مرگ و مير بستر مرگ بقاياى جسد انسان پس از مرگ خواب مرگ ... و تا زمان مرگ پدرش او را ... در خطر صدمه يا مرگ قرار دادن درحال مرگ دو راهى مرگ و زندگى روبه مرگ روح مرده کمى قبل يا پس از مرگ زندگى پس از مرگ زندگى شبيه مرگ سکرات مرگ ... هنگام کورى و مرگ از هم گسيخته ... قابل اجرا پس از مرگ قابل مجازات مرگ قبل از مرگ ... که پس از مرگ تيولدار به لرد ... متولد شده پس از مرگ پدر مرگ کاذب مرگ آسان مرگ آور واژه هاى شامل مرگ ـ (42) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}