@مرگ@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مرگ مرگ آورى مرگ روحانى مرگ زود رسيده مرگ موش مرگ ناگهانى ناگهان باخت مرگ و مير مرگ وار مرگ يا قتل کسانى که ... ... تدهين دم مرگ کاتوليک ها معاينه پس از مرگ منتشر شده پس از مرگ نويسنده نزديک به مرگ نشانه مرگ و خطر نقطه مرگ وابسته به رقص مرگ وابسته به مرگ کشنده واقع شونده قبل از مرگ واژه هاى شامل مرگ ـ (42) : 1 , 2