@مزد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مزد کار روز مزد و اتفاقى کار مزد کارگر روز مزد برده بدون مزد و اجرت بى مزد حق يا مزد آموزگار مزد گياه مزد دلالى مزد سه ماهه مزد عمل بد ... براى پرداخت مزد منظور مى ...