@مزه@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مزه مزه کردن مزه آوردن مزه اسيد داشتن مزه تند مزه دادن مزه دار مزه دار کردن مزه دهان کسى را فهميدن مزه ريختن مزه سنج مزه غوره مزه مخصوصى داشتن مزه مزه مزه مزه کردن مزه و بو مزه و طعم تند مشروب بى مزه مشروب رقيق و بى مزه مقلد بى ذوق و بى مزه واژه هاى شامل مزه ـ (44) : 1 , 2