@مزين@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مزين با پارچه مزين کردن با پولک مزين کردن با کوسن و بالش نرم مزين کردن با مرواريد مزين کردن باسنجاق سينه مزين کردن مزين کردن مزين به پارچه مبلى مزين به پر طاووس مزين به ستاره مزين به سوسن مزين به ياقوت قرمز مزين ساختن مزين شدن