@مسابقات@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مسابقات پارو زن مسابقات قايقرانى گلدان جايزه مسابقات ... به مرحله مسابقات نيمه نهايى ... ... که در مسابقات شانس کمى ... ... گزيدن نامزد مسابقات يا نمايش ... ... صندلى کم ارزش مسابقات ورزشى ... عنوان داور مسابقات را اداره ... تشکيل مسابقات ... عملى براى مسابقات مشت زنى ... جشن ها و مسابقات قديم يونان داور مسابقات داور مسابقات شدن ... چهارم نهايى در مسابقات حذفى سکوب تماشاچيان مسابقات مربوط به مسابقات المپيک مرحله نهايى مسابقات مسابقات المپيک مسابقات صحرايى مسابقات قهرمانى مسابقات قهرمانى کريکت ... ميدان مسابقات وابسته به مسابقات المپيک وابسته به مسابقات باستانى يونان وابسته به مسابقات حذفى وابسته به مسابقات دو صحرايى ...