@مسابقات@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مسابقات پارو زن مسابقات قايقرانى گلدان جايزه مسابقات ... به مرحله مسابقات نيمه نهايى ... ... که در مسابقات شانس کمى ... ... گزيدن نامزد مسابقات يا نمايش ... ... صندلى کم ارزش مسابقات ورزشى ... عنوان داور مسابقات را اداره ... تشکيل مسابقات ... عملى براى مسابقات مشت زنى ... جشن ها و مسابقات قديم يونان داور مسابقات داور مسابقات شدن ... چهارم نهايى در مسابقات حذفى سکوب تماشاچيان مسابقات مربوط به مسابقات المپيک مرحله نهايى مسابقات مسابقات المپيک مسابقات صحرايى مسابقات قهرمانى مسابقات قهرمانى کريکت ... ميدان مسابقات وابسته به مسابقات المپيک وابسته به مسابقات باستانى يونان وابسته به مسابقات حذفى وابسته به مسابقات دو صحرايى ...
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}