@مسابقه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مسابقه گود مسابقه ... که در مسابقه به مرحله ... ... که در مسابقه يک چهارم ... کلاس تعليم فنون مسابقه آخرين امتياز براى بردن مسابقه اتاق شرط بندى مسابقه اسب دوانى اتومبيل مسابقه اى اسب مخصوص مسابقه اسب دوانى اسب مسابقه اسب يا سگ بازنده در مسابقه ... شانس بردن مسابقه را کمتر ... انجام مسابقه بنوبت بدون برد در دور مسابقه ... گلدان جايزه در مسابقه نهايى برنده مسابقه جلسه مشورت در باره مسابقه حد نصاب مسابقه خط سير مسابقه خط سيرجهت مخالف مبداء مسابقه خط شروع مسابقه در مسابقه چيره شدن در مسابقه جلو افتادن از در مسابقه حذفى شرکت کردن دو دور مسابقه يک تيم در يک روز دور مسابقه واژه هاى شامل مسابقه ـ (72) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}