@مسابقه@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مسابقه مسابقه دادن مسابقه دهنده مسابقه دو امدادى مسابقه دو در حالى ... مسابقه دو صحرايى مسابقه دو ماراتون مسابقه دويدن مسابقه را با تمام رساندن مسابقه رسمى مسابقه سرعت اسکى بازى مسابقه سنگين مسابقه فروش اسب مسابقه قهرمانى مسابقه مشت زنى جايزه دار مسابقه نيزه سوارى مسابقه هاى ورزشى مسابقه و جشن بازى بولينگ مسير انتهايى مسابقه مسير مسابقه مناسب براى مسابقه دو نقطه شروع مسابقه يک دور مسابقه يا بازى واژه هاى شامل مسابقه ـ (72) : 1 , 2 , 3