@مسابقه@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مسابقه مسابقه دادن مسابقه دهنده مسابقه دو امدادى مسابقه دو در حالى ... مسابقه دو صحرايى مسابقه دو ماراتون مسابقه دويدن مسابقه را با تمام رساندن مسابقه رسمى مسابقه سرعت اسکى بازى مسابقه سنگين مسابقه فروش اسب مسابقه قهرمانى مسابقه مشت زنى جايزه دار مسابقه نيزه سوارى مسابقه هاى ورزشى مسابقه و جشن بازى بولينگ مسير انتهايى مسابقه مسير مسابقه مناسب براى مسابقه دو نقطه شروع مسابقه يک دور مسابقه يا بازى واژه هاى شامل مسابقه ـ (72) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}