@مساعى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مساعى اشتراک مساعى اشتراک مساعى کردن با اشتراک مساعى بذل مساعى بذل مساعى کردن ترقى کرده در اثر مساعى خود تشريک مساعى تشريک مساعى کردن داراى اشتراک مساعى مساعى مشترک وابسته به تشريک مساعى