@مستقيم@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مستقيم گواهى مستقيم کنترل غير مستقيم کنترل مستقيم ... تقسيم غير مستقيم سلولى اسباب عکس بردارى مستقيم استقرار سه ستاره در خط مستقيم بخط مستقيم ... و غير مستقيم از شرکسى ... به طور مستقيم نشان دهنده بيان غير مستقيم تقسيم مستقيم ياخته تندباد مستقيم جريان برق مستقيم جريان مستقيم جريان مستقيم برق جفت شدگى جريان مستقيم جهش غير مستقيم ... در خط مستقيم يا دايره ... خروجى غير مستقيم خط مستقيم خط مستقيم هوايى داراى خط مستقيم داراى دو خط مستقيم داراى مسير مستقيم دخول غير مستقيم واژه هاى شامل مستقيم ـ (53) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}