@مستقيم@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مستقيم در يک خط مستقيم واقع شونده درک مستقيم دستورالعمل غير مستقيم رابطه غير مستقيم روشنايى غير مستقيم سير کننده در خط مستقيم طوفان مستقيم غير مستقيم لغزش به طور مستقيم و سريع ماليات غير مستقيم ماليات مستقيم مبنى بر درک يا انتقال مستقيم مستقيم شدن مستقيم و بى واسطه بودن مستقيم و غير مستقيم مسير مستقيم تند باد معا مستقيم معالج با جريان برق مستقيم مفسر غير مستقيم مفعول غير مستقيم مفعول مستقيم نشانى دهى غير مستقيم نشانى غير مستقيم نشانى مستقيم نور غير مستقيم واژه هاى شامل مستقيم ـ (53) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}