@مسلح@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مسلح ... دولت مصادره و مسلح مى شود از پيش مسلح کردن بتون مسلح ... نظامى و نيرو هاى مسلح در کشتى تجارتى مسلح کار کردن دزد مسلح دوباره مسلح شدن يا کردن سارق مسلح سرباز پياده مسلح يونان قديم سرقت مسلح غير مسلح کردن مسلح کردن معشوقه دزد مسلح نيرو هاى مسلح نيروى مسلح