@مسلک@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مسلک گروه هم مسلک کاتوليک مسلک کردن کسى که تغيير مسلک بدهد آدم زيرک ولى بى مسلک آدم قديمى مسلک از مسلک خود دست کشيدن بى مسلک تلقين عقايد و مسلک تازه اى قديمى مسلک ... که از روى مسلک و عقيده باشد مسلک خاص