@مشابه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مشابه ... بافت وجودى مشابه با خود چکاوک و گونه هاى مشابه آن کالباس و اغذيه مشابه اتحاديه صاحبان صنايع مشابه افسار سگ و حيوانات مشابه ... گروهى که مشابه گياه يا ... داراى بسامد مشابه داراى تلفظ مشابه داراى خواص فيزيکى مشابه ... متعدد و مشابه چند نژادى داراى رنگ هاى مشابه دو فرد يا دو گروه خيلى مشابه زادگاه زاغ ها و پرندگان مشابه غير مشابه فروشگاه هاى مشابه متعلق به ... ... داراى اثرات حياتى مشابه است مانند يا مشابه بودن مشابه صرع مشابه يا متجانس ... گلبرگ هاى مشابه و متجانس ...