@مشت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مشت پنجه مشت زنى کيسه شنى مشت بازى کيسه مشت از زير مشت زدن با مشت گرفتن ... براى مسابقات مشت زنى و ... جنگ با مشت ... شمشير بازى و مشت زنى و امثال ... حريف را با مشت جلو آمده از ... حريف مشت بازى ... کشتى يا رينگ مشت بازى ضربت با مشت ضربت مشت محل مسابقه مشت زنى مسابقه مشت زنى جايزه دار مشت باز مشت بازى مشت بازى کردن مشت خوردن مشت زدن مشت زدن بر مشت زدن يکراست مشت زن مشت زن بى تجربه و ناشى مشت زن حرفه يى واژه هاى شامل مشت ـ (31) : 1 , 2