@مشترک@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مشترک کوچکترين مضرب مشترک اجاره دارى مشترک و مشاعى ارتباط مشترک اقدام مشترک اموال مشترک زن و شوهر با جريان روب مشترک با ساتع کننده مشترک بخشياب مشترک برخه مشترک ... هاى ممالک مشترک المنافع انگليس ... به طور مشترک امرى را انجام دادن بيمه مشترک تصميم مشترک ... نقطه يا يک مقصد مشترک جمله مشترک حکومت مشترک حامل مشترک حلقه متعلق به مشترک خط متعلق به مشترک داراى رشد مشترک يا هماهنگ داراى ريشه و اصل مشترک داراى وجه اشتقاق مشترک دارايى مشترک زن و شوهر ديرک مشترک سرمايه گذارى مشترک و مساوى کردن واژه هاى شامل مشترک ـ (45) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}