@ناحيه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ناحيه پرندگان يک ناحيه گياهان يک ناحيه کار چاق کن سياسى ناحيه بخصوصى کشيش ناحيه ... نواحى مجاور اين ناحيه ... پيش آهنگ از ناحيه معينى امراض فصلى و ناحيه اى دامها ايجاد حکومت مستقل ناحيه اى ايجاد ناحيه بخش يا ناحيه قلمرو کشيش کليسا تقسيم ناحيه اى به مثلث ... حخساسيت شديد در يک ناحيه بدن حساسيت شديد در يک ناحيه بدن حومه ناحيه مرکزى درختان جنگلى يک ناحيه زندگى گياهان و جانوران يک ناحيه زندگى گياهى يک ناحيه زندگى حيوانى و گياهى هر ناحيه عازم ناحيه دور دست قسمتى از يک بخش يا ناحيه محدود کردن به يک ناحيه محدود به يک ناحيه کردن مربوط به ناحيه رکبى ... ماليات پرداز يک ناحيه منطقه يا ناحيه کوچک واژه هاى شامل ناحيه ـ (75) : 1 , 2 , 3