@ناحيه@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ناحيه ناحيه پست ناحيه چاربند ناحيه گراى ناحيه گرايى ناحيه کار ناحيه کمر ناحيه آتش فشانى که ... ناحيه استوايى ناحيه اشتراکى انباره ناحيه انبارش ناحيه اى ناحيه اى که کشور بيگانه ... ناحيه اى که حکومت ... ناحيه اى که در اثر ... ناحيه اى که مخصوص ... ناحيه اى در شمال غربى ايتاليا ناحيه اى درجنوب آرژانتين و شيلى ناحيه اى را به قطعات ... ناحيه اى شدن ناحيه تحت قيمومت شوراى ... ناحيه جنگلى ناحيه حاصلخيز ناحيه دسته بندى ناحيه ذغال خيز ناحيه زرخيز واژه هاى شامل ناحيه ـ (75) : 1 , 2 , 3