@ناخن@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ناخن با ضرب نوک انگشت يا ناخن با ناخن و جنگال خراشيدن به شکل ناخن ريشه ناخن ... پوست گوشه ناخن آويزان است ... موجود در مو و ناخن و شاخ ناخن انگشت پا ناخن بريده شده ناخن دار ناخن شست هر چيزى که به اندازه ناخن باشد هلال ته ناخن