@ناخوشى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ناخوشى اصابت يا نزول ناخوشى تشخيص ناخوشى حمله ناخوشى خود را به ناخوشى زدن ... که موقتا ناخوشى را سبک ... ... خود را به ناخوشى مى زند و ... شناسايى ناخوشى هاى زنانه علم ناخوشى هاى زنانه علم ناخوشى هاى همه گير مبحث پيدايش ناخوشى متخصص علم ناخوشى هاى زنانه معالجه ناخوشى هاى دماغى ناخوشى کرم ناخوشى آور ناخوشى بند يا مفصل ناخوشى تابستانى ناخوشى جگر ناخوشى جداگانه ناخوشى دريا ناخوشى قارچى ناخوشى قارچى گندم ناخوشى همه گير ناخوشى همه گير حيوانى ناخوشى همه جاگير ناخوشى واگير واژه هاى شامل ناخوشى ـ (31) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}