@نامزد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نامزد کانديداى نامزد شده براى ... ... براى گزيدن نامزد مسابقات يا ... نامزد گرفتن نامزد کردن نامزد انتخابات نامزد انجام امرى نامزد باز نامزد جديد نامزد رياست جمهورى نامزد شدن نامزد شده نامزد ورود بخدمت کليسا