@نامه@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نامه اجازه نامه جا و خوراک صادر کردن استوار نامه اطلاع نامه اظهار نامه اعتبار نامه اعتراف نامه اعتقاد نامه نيسن امان نامه امتياز نامه امر نامه بار نامه بموجب اين نامه يا حکم يا سند به اين نامه بيمه نامه تامين نامه تدوين وصيت نامه تصديق نامه تصويب نامه تضمين نامه تضمين نامه يا تعهدنامه ... تطبيق نامه تعهد نامه ... يا توصيه نامه مختصرى بر ... تنظيم ادعا نامه تهيه و تدوين وصيت نامه واژه هاى شامل نامه ـ (131) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6