@نامه@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نامه نامه رسان نامه رسمى نامه سر گشاده نامه سرگشوده نامه سفيد نامه عاشقانه نامه غير رسمى نامه غير قابل توزيع نامه منظوم نامه وابسته نامه ى مخصوص پست هوايى نامه ى هوايى نداشتن وصيت نامه نسب نامه نسب نامه خدايان نشانى روى نامه نشست نامه نظام نامه همراه اين نامه وکالت نامه واژه نامه وابسته به اعتقاد نامه نيسن وابسته به شجره نامه وابسته به وصيت نامه وابسته به يا شامل پايان نامه واژه هاى شامل نامه ـ (131) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6