@ناگهان@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ناگهان کارى را ناگهان ترک کردن ... اثر امرى ناگهان وحشت زده ... مرگ ناگهانى ناگهان باخت ناگهان چرخانيدن يا چرخيدن ناگهان کشيدن ناگهان افتادن ناگهان ايجاد شدن ناگهان به اين سو و ... ناگهان به زير آب رفتن ناگهان بيهوش شدن ناگهان ترک کردن ناگهان توقيف کردن ناگهان حرکت کردن ناگهان داخل شدن ناگهان رخ دادن ناگهان رفتن ناگهان سر خوردن ناگهان سقوط کردن ناگهان شعله ور شدن ناگهان شيرجه رفتن يا تنزل کردن ناگهان معشوق را رها کردن ناگهان ناپديد شدن