@نتيجه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نتيجه پر نتيجه چيزى که در نتيجه خرابى به دست ... کار يا نتيجه يک عمر زندگى ... بى فايده و بى نتيجه است که در نتيجه آن اخذ نتيجه ... واحد که نتيجه آن تشکيل ... بموجب آن در نتيجه به نتيجه رساندن به نتيجه رسيدن به نتيجه موفقيت آميزى رسيدن بى نتيجه بى نتيجه گذاردن بى نتيجه کردن بى نتيجه ماندن ... ملک ديگر در نتيجه سيل يا تغيير ... دادرسى پوچ و بى نتيجه داراى ارتباط يا نتيجه منطقى در نتيجه در نتيجه اين ديوانگى در نتيجه ضعف اراده شکاف ياترک نتيجه ضربه ... رزينى که در نتيجه تيغ زدن به ... فراخوانى با نتيجه ... چسبناکى که در نتيجه بسته شدن مواد ... واژه هاى شامل نتيجه ـ (52) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}