@نتيجه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نتيجه پر نتيجه چيزى که در نتيجه خرابى به دست ... کار يا نتيجه يک عمر زندگى ... بى فايده و بى نتيجه است که در نتيجه آن اخذ نتيجه ... واحد که نتيجه آن تشکيل ... بموجب آن در نتيجه به نتيجه رساندن به نتيجه رسيدن به نتيجه موفقيت آميزى رسيدن بى نتيجه بى نتيجه گذاردن بى نتيجه کردن بى نتيجه ماندن ... ملک ديگر در نتيجه سيل يا تغيير ... دادرسى پوچ و بى نتيجه داراى ارتباط يا نتيجه منطقى در نتيجه در نتيجه اين ديوانگى در نتيجه ضعف اراده شکاف ياترک نتيجه ضربه ... رزينى که در نتيجه تيغ زدن به ... فراخوانى با نتيجه ... چسبناکى که در نتيجه بسته شدن مواد ... واژه هاى شامل نتيجه ـ (52) : 1 , 2 , 3