@نثر@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نثر چند نثر موزون و مقفى به نثر درآوردن شعر يا نثر يازده هجايى فرهنگ نظم و نثر لاتين و يونانى ... منتخبات نظم و نثر نثر مسجع نثر نوشتن نثر نويس نثر نويسى وابسته به نثر