@نجات@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نجات ... رستگارى و نجات در اثر ... چتر نجات کمربند نجات غريق ... يا حلقه نجات شناورى که ... از خطر نابودى نجات دادن از نو نجات دادن اسباب نجات ... به اين که نجات فقط براى برگزيدگان ... تور نجات سبب نجات ... از دست غولى نجات يافت و زن ... طناب يا رسن نجات غواص عضو دسته نجات غريق و امثال آن فرود آينده با چتر نجات قابل نجات ... چوبى که براى نجات غريق به کار ... قايق نجات لاستيک نجات غريق لباس نجات غريق مامور نجات غريق مبحث نجات رستگارى نجات کسى از خطر نجات دادن نجات دهنده نجات دهنده زندگانى واژه هاى شامل نجات ـ (33) : 1 , 2