@نجومى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نجومى تقويم نجومى جدول نجومى داراى نفوذ نجومى دوربين نجومى راديوى نجومى سال نجومى شبکه دوربين نجومى علامت نجومى فيزيک نجومى متخصص فيزيک نجومى منسوب به فيزيک نجومى وابسته به دوربين نجومى