@نخ@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نخ پارچه پشم و نخ راه راه مردانه پارچه محکم و داراى نخ تابيده پارچه نخ و کتان پشم و نخ راه راه چرخ نخ ريسى چهارچوب يا دستگاه نخ تابى گلوله نخ کارگر نخ تاب کارگر يا ماشين نخ ريسى کارخانه نخ ريسى کشيدن نخ کلاف نخ يا پشم استوانه تارکشى نخ ... هم پيوسته و نخ پشم را تشکيل ... انتهاى تار يا نخ به شکل کلاف يا گلوله نخ درآمدن به نخ کشيدن بى نخ ته نخ ... کوچک زينتى سوزن نخ و دکمه داراى يک سيم يا نخ دوک نخ ريسى رشته هاى نخ را به طور ... سر آزاد نخ شانه مخصوص جدا کردن تارهاى نخ واژه هاى شامل نخ ـ (69) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}