@نخ@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نخ صداى ارتعاش نخ ياکش فتيله نخ قلاب نخ مثل نخ باريک شدن نخ پارچه بافى را رنگ کردن نخ پشم نخ پنبه اى حاشيه دوزى نخ پيچ نخ پيچيده به دور قرقره نخ چيزى را کشيدن نخ گوريده نخ کردن نخ کشى نخ کشيدن برگ هاى توتون ... نخ کشيدن به نخ کشيده نخ کلون در که با ... نخ کوک نخ ابريشم نخ ابريشم مخصوص طراحى نخ با فندگى نخ بيرون آوردن از نخ تابيده نخ تابيده مخصوص تازيانه پيچى نخ تابيده مخصوص قلابدوزى واژه هاى شامل نخ ـ (69) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}