@نخستين@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نخستين اصل نخستين اصول نخستين را ياد دادن براى نخستين بار باز کردن به حال نخستين برگردنده به حال نخستين برگشتن حالت نخستين خوشحالى حاصله از نخستين موفقيت دانشجوى نخستين سال دانشکده ... راسته پستانداران نخستين پايه ... برادر رموس نخستين پادشاه بنياد ... شش کتاب نخستين از تورات طرح نخستين لايحه قانونى در مجلس عنصر نخستين نخستين پرچم ايالات متحده آمريکا نخستين گناه آدم ابوالبشر نخستين آفريده نخستين بشر نخستين جوانه ى دانه نخستين حروف نام و ... نخستين درجه نخستين دوره رشد نخستين قدم را برداشتن نخستين قسمت درام قديم رومى نخستين مرحله دخول در ... نخستين نطق شخص واژه هاى شامل نخستين ـ (28) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}