@ندادن@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ندادن اجازه ندادن ادامه ندادن از دست ندادن اهميت ندادن تقاضاى کسى را انجام ندادن ... به محل کار راه ندادن درست انجام ندادن راه ندادن به رو نشان ندادن نتيجه ندادن نقش خود را به خوبى انجام ندادن