@نر@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نر جفت کردن نر و مادگى ياکام ... جنس نر جنس نر آهو و حيوانات ديگر جنس نر حيوانات پستاندار حيوان نر حيوانات نر بزرگ خر نر داراى جرثومه نر داراى خصوصيات جنس نر و ماده داراى علائم و نشانه هاى نر داراى عناصر نر و ماده ... داراى ياخته جنسى نر کوچک و متحرک ... داشتن خصوصيات نر و ماده درخت نر درختانى که نر و ماده دارند دم غزال يا گوزن نر زنبور عسل نر سگ نر سرخس نر سلول اوليه جنس نر سلول بيضه شاهين کوچک نر شاهين نر شير نر عضو تناسلى نر در نهانزادان غاز نر واژه هاى شامل نر ـ (61) : 1 , 2 , 3