@نر@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نر جفت کردن نر و مادگى ياکام ... جنس نر جنس نر آهو و حيوانات ديگر جنس نر حيوانات پستاندار حيوان نر حيوانات نر بزرگ خر نر داراى جرثومه نر داراى خصوصيات جنس نر و ماده داراى علائم و نشانه هاى نر داراى عناصر نر و ماده ... داراى ياخته جنسى نر کوچک و متحرک ... داشتن خصوصيات نر و ماده درخت نر درختانى که نر و ماده دارند دم غزال يا گوزن نر زنبور عسل نر سگ نر سرخس نر سلول اوليه جنس نر سلول بيضه شاهين کوچک نر شاهين نر شير نر عضو تناسلى نر در نهانزادان غاز نر واژه هاى شامل نر ـ (61) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}