@نزديک@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نزديک چمن سبز نزديک محل سوراخ گلف چند کلمه ى نزديک به هم را ... گچ برى و تزيينات نزديک سقف کاملاً نزديک و مجاور چيزى کسى که نزديک آب يا در ... آدم نزديک بين ابر گسترده و نزديک بزمين اتاق کوچک نزديک آشپزخانه براى ... اتاق نزديک سقف از پايه به هم نزديک شده از نزديک ... و اقوام نزديک به مشاغل ... بمرکز نزديک کردن به طور نزديک تماس نزديک حاصل کردن ... درياچه و يا نزديک خشکى خطر نزديک خيلى نزديک ... شکار که نزديک فاسد شدن ... در آتيه نزديک در آينده نزديک ... کمرنگ يا کرم نزديک رنگ سفيد زائده نزديک دهان زمين مسطح و پست نزديک رودخانه ... نوک کشتى نزديک دکل که ... واژه هاى شامل نزديک ـ (64) : 1 , 2 , 3