@نزديک@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نزديک چمن سبز نزديک محل سوراخ گلف چند کلمه ى نزديک به هم را ... گچ برى و تزيينات نزديک سقف کاملاً نزديک و مجاور چيزى کسى که نزديک آب يا در ... آدم نزديک بين ابر گسترده و نزديک بزمين اتاق کوچک نزديک آشپزخانه براى ... اتاق نزديک سقف از پايه به هم نزديک شده از نزديک ... و اقوام نزديک به مشاغل ... بمرکز نزديک کردن به طور نزديک تماس نزديک حاصل کردن ... درياچه و يا نزديک خشکى خطر نزديک خيلى نزديک ... شکار که نزديک فاسد شدن ... در آتيه نزديک در آينده نزديک ... کمرنگ يا کرم نزديک رنگ سفيد زائده نزديک دهان زمين مسطح و پست نزديک رودخانه ... نوک کشتى نزديک دکل که ... واژه هاى شامل نزديک ـ (64) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}