@نزديکى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نزديکى امکان نزديکى به نزديکى در آن نزديکى ها در نزديکى درهمان نزديکى درهمين نزديکى ها ... ميل به نزديکى بامرد و ... ... که در نزديکى خط استوا ... ... باغى در نزديکى آتن که ... نزديکى به گره واقع در نزديکى خط استوا واقع در نزديکى خط اعتدال روزوشب واقع در نزديکى دم واقع در نزديکى ناف