@نسبت@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نسبت قدرت تحمل نسبت بدارو يا زهر ... گير مخصوصاً نسبت به جنس ... لاقيدى نسبت به مسائل مذهبى متمم نسبت به يک ... همه حال نسبت به مسيحيان ... ... علاقه جنسى نسبت به جنس ... معکوس کردن نسبت نسبت پيرامون به شعاع دايره نسبت گزينش نسبت ازدواجى نسبت به نسبت به خود نسبت به دو نسبت به ما نسبت به نور حساسيت پيدا کردن نسبت بين پهنا و طول ... نسبت حساسيت نسبت خطا نسبت دادن نسبت دادن به نسبت دادنى نسبت سلبى نسبت فعاليت پرونده نسبت معين و ثابت نسبت ميان تقاطع دو سطح واژه هاى شامل نسبت ـ (83) : 1 , 2 , 3 , 4