@نسبت@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نسبت قدرت تحمل نسبت بدارو يا زهر ... گير مخصوصاً نسبت به جنس ... لاقيدى نسبت به مسائل مذهبى متمم نسبت به يک ... همه حال نسبت به مسيحيان ... ... علاقه جنسى نسبت به جنس ... معکوس کردن نسبت نسبت پيرامون به شعاع دايره نسبت گزينش نسبت ازدواجى نسبت به نسبت به خود نسبت به دو نسبت به ما نسبت به نور حساسيت پيدا کردن نسبت بين پهنا و طول ... نسبت حساسيت نسبت خطا نسبت دادن نسبت دادن به نسبت دادنى نسبت سلبى نسبت فعاليت پرونده نسبت معين و ثابت نسبت ميان تقاطع دو سطح واژه هاى شامل نسبت ـ (83) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}