@نسبت@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نسبت نسبت ناروا دادن هادى حساس نسبت به نور هم بيعت نسبت به تيولدار واکنش موجود زنده نسبت به آب وابسته به نسبت يا خويشى واحدى که نسبت بين دو مقدار ... وفادار نسبت به تاج و تخت ياخته حساس نسبت به نور واژه هاى شامل نسبت ـ (83) : 1 , 2 , 3 , 4