@نسخه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نسخه چهار نسخه اى کاتب نسخه هاى خطى تهيه در سه نسخه داروى بدون نسخه و غير مجاز در چهار نسخه تهيه کردن در سه نسخه در سه نسخه تهيه کردن دو نسخه کردن دو نسخه اى سند دو نسخه اى سه نسخه اى سه نسخه ساى ماشين نسخه بردارى معالجه بدون کمک نسخه نسخه پيچ نسخه پيچيدن نسخه چاپى نسخه بردار نسخه بردارى نسخه خطى نسخه خطى تهيه کردن نسخه خطى روى پوست آهو نسخه خطى يا دست نوشته ... نسخه درست نسخه دوم واژه هاى شامل نسخه ـ (36) : 1 , 2