@نشاط@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نشاط پر سرور و نشاط پر نشاط چهره رسمى و بى نشاط گرمى و نشاط از روى نشاط با سرور و نشاط با نشاط جست و خيز نشاط انگيز کردن حرکات نشاط انگيز کردن خوشى و نشاط داراى سرور و نشاط رقص نشاط انگيز سه ضربى لهستانى سرور و نشاط شادى و نشاط شعر نشاط انگيز خواندن ... موسيقى آزاد با ضرب نشاط آور قطعه نشاط انگيز و هزلى نشاط انگيز نشاط حيات نشاط حياتى نشاط دادن يک نوع رقص نشاط آور