@نشان@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نشان پرسش نشان چراغ يا نشان دريايى ... را به شاگرد نشان مى دهد ... موسيقى براى نشان دادن نوع ... گوهر نشان کردن کشند نشان ... و تشريفات نشان هاى خانوادگى ... وضعى زمين را نشان مى دهد اثر و يا نشان آلودگى ... دفتر حساب نشان داده شود از پيش نشان دادن استعمال علائم و نشان هاى رمزى اعطاى نشان امتياز يا نشان شايستگى که ... انگشت نشان اندازه نشان دادن با چراغ يا نشان راهنمايى کردن با چوب نوک تيز نشان دادن با گچ نشان گذاردن با اين علامت - نشان گذاردن با تصوير نشان دادن با خال هاى رنگارنگ نشان گذاردن با ستاره نشان کردن با عکس نشان دادن با علايم نشان دادن واژه هاى شامل نشان ـ (173) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7