@نشان@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نشان علائم و نشان هاى مشخص ... علامت يا نشان حجارى شده علامت يا نشان نجابت خانوادگى ... مى گيرد و نشان مى دهد که ... عوضى نشان دادن فاقد نشان زندگى فعاليت مغزى را نشان دادن قبلا نشان دادن قرمز نشان دادن ... خاصى براى نشان دادن طرز ... ... و تعيين نشان هاى خانوادگى متصدى نشان دادن محل جلوس ... محبت نشان دادن مدال يا نشان مرواريد نشان کردن ... که در بازى نشان برد و باخت ... ناراحتى نشان دادن نام اين نشان نام و نشان نشان پرداز نشان پردازى نشان پردازى کردن نشان پرونده نشان پيش نشان گذار واژه هاى شامل نشان ـ (173) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7