@نشان@6
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نشان نشان تشخيص نشان خاتمه نشان خانوادگى نشان خانواده سلطنتى قديم فرانسه نشان خوان نشان دادن نشان دادن سنوات تاريخى نشان دادنى نشان داده شده نشان دار نشان دار کردن نشان دار سازى نشان داراى دو بال ... نشان درياب نشان دريابى نشان دهنده نشان دونقطه نشان رسمى نشان ستاره نشان سردوشى نشان ظفر نشان قطعى نشان لاى کتاب نشان مرموز نشان مميز واژه هاى شامل نشان ـ (173) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7